مقالات آرشیو خبر ها
دیبالا نشد، ییلدیز هم نخواهد شد؛ غائله‌ ی دل‌پیه‌ رو سـازی را تمام کنید

دیبالا نشد، ییلدیز هم نخواهد شد؛ غائله‌ ی دل‌پیه‌ رو سـازی را تمام کنید

طلوع ستاره‌ای جوان در تورین و بار دیگر امیدپروری به او برای یافتن آلترناتیوی همسانِ الساندرو دل‌پیه‌رو؛ دخیلی که پیش‌تر بر بازوان نحیف پائولو دیبالا بسته شده بود و البته حوائج ملتمسین‌ آن دعا را مستجاب نکرد.

 

شوق کشف جوانکی مستعد که بتوان به او امید بست و روی داشته‌ها و نداشته‌هایش سرمایه‌گذاری کرد تا به نمادی از هویت باشگاه در این دوران تبدیل شود یکی از آمال و آرزوهای بالینی عالی‌رتبه‌ترین مدیران یووه در بیش از یک دهه‌ی اخیر بوده؛ پروژه‌‌ای محبوب اما بی‌استراتژی و سترونِ مالکان بی‌وزنِ یووه که بعد از هدایت نانجیبانه و نامهربانانه‌ الساندرو دل‌پیه‌رو به سمت دروازه‌های خروجی در سال 2012 کلید زده شد و البته تا به امروز به بار ننشستـه.

 

اگرچه با افسانه‌ی مشعشع و مانای جانلوئیجی بوفون و یادمان‌های بی‌بدیل جورجو کیه‌لینی بخشی از خسارات و ابعاد این بی‌مهری عامدانه و قمار بی‌رحمانه جبران و شکست قطعی‌اش به تأخیر افتاد اما کدام طرفدار یوونتوس است که از شهوت باشگاه برای برساخت مجسمه‌ا‌ی که خود روزی کمر به انهدامش بست بی‌اطلاع باشد.

 

نکته‌ای که معتقدم از پستوهای اذهان کوچک مدیران مغفول مانده اما یک واقعیت انکارناپذیر و کلیدی‎ست؛ اینکه نه‌تنها دل‌پیه‌رو که سایر ستارگان فراموش‌نشدنی تاریخ باشگاه، از پلاتینی و باجو و زیدان گرفته تا اینتزاگی و راوانلی و ترزه‌گه، همگی به تنهایی تیم را برنده‌ نکردند؛ جام‌ها و عناوین آن زمان برای بانوی‌پیر یک‌به‌یک ردیف شدند که استعدادهای فردی در کالبد یک تیم منسجم، تاکتیک‌پذیر و کارآمد حلول کردند. نکته‌ای که در تورین جاهلانه اصرار به عدم درک و گذاشتن سنگینی نفهمی آن بر گرده‌ی چهره‌ها و فرار از پاسخگویی است.

 

ییلدیز در روزگار برهوت‌وار یوونتوسی که به ندرت شاهد دبل کردن و هت‌تریک (باقی بقای‌تان!) بازیکنانش در طول یک فصل است مقابل کالیاری سرنوشت بازی را به نفع بیانکونری تغییر داد. اما آیا او همیشه می‌تواند بار تیم را به دوش بکشد و در تقابل‌هایی به مراتب سخت‌تر به فریاد بی‌کسی و کمبودهای تیم برسد؟ در فقدان استراتژی‌های مؤثر هجومی، بازیکنانی که حاضر به عهده گرفتن مسئولیت‌های‌ خود نیستند و در فرماسیون‌هایی که اساساً زایا نیستد و فضایی بهینه برای عناصر هجومی فراهم نمی‌کنند آیا یک ییلدیز به تنهایی می‌تواند شق‌القمر کند؟

 

شوربختانه این روزها به جای پاسخ به سؤالاتی نظیر آنچه در پاراگراف قبلی بیان شد، جهت‌دهی توجهات به سوی حاشیه‌هاست؛ مثل این یکی: «کدام نقطه در زمین برای ییلدیز بهترین است؟ وینگر راست؟ وینگر چپ؟ هافبک تهاجمی و یا حتی 9 کاذب؟ »

 

واقعیت این است که یافتن مناسب‌ترین پست برای ییلدیز اگرچه در جای خود مهم است اما نباید به یک محدودیت و وسواس تبدیل شود. بزرگ‌ترین خطر برای او محصور کردنش در یک پست است. او نه یک 9 کاذب بالفطره است و نه یک وینگر تمام‌عیار؛ کنان اساساً یک مهره‌ی هجومی ایستا نیست و باید به او شعاع حرکتی نامحدود داده شود؛ در واقع تفسیر و عملکرد او هنگامی که بتواند آزادانه در فضاها نفوذ کند، معمولاً باعث می‌شود او کیفیتی قابل‌اتکاتر از خود نشان دهد و حتی بدرخشد. قدرت او دقیقاً در فهم این نکته نهفته است که هر قدر جایگاه او در زمین آزادانه‌تر، پیش‌بینی‌ پذیری و توقفش غیرقابل‌مهارتر.

 

ای کاش کسی در تورین باشد که مدهوشان را هوشیار کند؛ همان تلاشگرانی که از مجاورت ییلدیز و پینتوریکو در یک قاب کیفور می‌شوند؛ همان‌ها که با زبان درآوردن ییلدیز پس از گلزنـی، زورکی به شهر خاطرات دل‌پیه‌رو سفر می‌کنند؛ همان‌ ناکامانی که تلاش داشتند از ماسک دیبالا تا زبان الساندرو نیز پلی برای بازآفرینی تمثال ناقص‌الخلقه‌شان بسازند اما نتوانستند و ناکام ماندند.

 

چاره‌ای نداریم؛ باید امیدوار باشیم کسانی در باشگاه و تیم هستند که به جای درگیر کردن این ستاره‌ی ترکیه‌ای با حاشیه‌ها، تقلا برای تمدید قراردادش، کلید زدن پروژه دل‌پیه‌روسازی از او و یا حتی تخمین و تعیین نقطه‌ای منحصربه‌فرد برای بازی‌اش در زمین، توجه را بر ارتقای کیفی او در اتمسفری آزاد و البته امتزاج و ترکیب نقش‌آفرینی‌اش در تاکتیک‌ها و سایر بازیکنان تیم متمرکز خواهند کرد.

ارسالی از حامد وحیدی


«به اشتراک گذارید»
Google+ Twitter Facebook
حسین صالحی
حسین صالحی«مدیر سایت»
ارتباط با نگارنده: